یازدهمین ماه
من با سرعت به یکسالگی دارم نزدیک میشم. یازده ماه از روزی که اومدم بغل مامانم می گذره و حالا من می تونم بایستم و تا 2 قدم هم راه برم
. یه عالمه کار هم دوست دارم انجام بدم ، ببینین ...
دوست دارم خودم مسواک بزنم
...

دوست دارم بعد از حموم ،حوله رو پس ندم
...

دوست ندارم سوار روروئک بشم ولی دوست دارم از سر و کولش بالا برم
...

دوست دارم خودم غذا بخورم . چه با دست ...

چه با قاشق !!! ...

دوست دارم روروئک سوار من بشه!!!!...

دوست دارم کشو ها رو باز کنم و خالیشون کنم ( کابینت هم می خوام باز کنم ولی زورم نمی رسه!) ...

دوست دارم نصف شبی همه رو خواب کنم و خودم برم بازی کنم
...

دوست دارم همش سخنرانی کنم یا شعر بخونم. تازه صلوات رو هم خیلی دوست دارم و آهنگ گفتنش رو بلدم؛ الااااااااااااااااااااا ی اولش رو میگم، زحمت بقیه اش با خودتون!!!! وقتی هم که تموم میشه، بعدی رو میگم تااااااااااااااااااااااااااااااااااا یه تسبیح کامل شه 

دوست دارم به همه لم بدم ...

دوست دارم کوسن سواری کنم ...

دوست دارم که احسان و صبا برای تعطیلات برگشتن و با من بازی می کنن!!!

دوست دارم تولد بازی رو!!!! 




یازدهمین ماه 



